اين پرچم سرخ از آن كيست
كه اين گونه
بالای اسكله به اهتزاز آمده است
چهقدر بايد مست باشد
مردی
كه پای پرچم میرقصد
چهقدر بايد
رقصيده باشد
مردی كه سيگار تعارف ميكند
تا دريا را آرام كند
اين پيراهن قرمز
روزي آيا
برای من نبود؟
![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
برای تو................
دوستم داشته باش وفکر کن تمام مردان این سرزمین عاشق تو اند شبها خسته از تو برمیگردنند کنار تو می نشینند تو را استکان استکان می نوشند و از تو حرف در میاورند از دزدان دریاییت که با موجهای سیاه شبت حمله میکنند فرشته ماهی هات که با بوسه هایشان جاشو ها را به گل مینشانند ۰۰۰ تمام مردان این سرزمین منم. که شبها خسته به خانه برمیگردم چای مینوشم و سپید ترین ملحفه ها را روی قلبم میکشم قلبی که از چنگ دزدان دریایی در آورده بودم برای تو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:51 توسط اصغر عالیزاده |
|
|
تمام لباسهای این خانه این بارانی سیاه بلند این زانوان باران خورده همگی به چشمهای تو می آیند و روزی از چشمهای تو می افتند چراغها را خاموش کن و لباست را روی لباسم بینداز فردا شاعری از تو برخواهد خاست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 22:6 توسط اصغر عالیزاده |
|
ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:33 توسط اصغر عالیزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|